دفتر بنفش من

عجب روزی بود چهارشنبه!!!

نشد به چیزی که میخوام فکر کنم جلوم ظاهر نشه!!!

 من که دیگه اینطوری:تعجب شده بودم .

فکر کنم یه دونه از اینها:فرشته رو شونه ام نشسته بود و داشت ذهنمو می خوند.

دستش درد نکنه به من که خیلی حال داد.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٠ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط هدیه نظرات () |


Design By : Night Skin